اولین کتاب خوندن امیررضا و کلی شیطنت
سلام موش موشیه مامان. الان دارم این پست رو با گوشی میذارم ببینم میتونم با گوشی عکس آپلود کنم...خدا کنه ک بشه.عزیز دلم دندونای بالات هم ورم کرده خیلی بد جور شده.دلم برات میسوزه...خیلی درد میکشی...شبا مجبورم بهت استامینوفن بدم آخه یه دفعه اینقد جیغ میزنی و اصلا لب ب می می نمیزنی و باید بغلت کنیم تا آروم بشی و می می رو بخوری. عزیزم ماشالله هر روز بلاتر از روز قبل میشی...از مبل میگیری و می ایستی و میری بالای مبل و بعد میری رو دسته ی مبل...باور کن دیگه نمیتونیم یه لحظه ازت غافل بشیم.میری رو دسته ی مبل و از اونجا میخوای بری رو مبل کناری. باور میکنی امروز داشتم برنج ابکش میکردم و تورو تو پذیرایی گذاشتم... یه دفه دیدم اومدی رو اپن!!!م...




